گزارش یازدهم: جشن کریسمس دانشکده

سلام

دیشب جشن سال نو دانشکده بود. من مسلما بر اساس تجارب و ذهنیت قبلیم تصور کاملا متفاوتی داشتم (مثل سخنرانی های طولانی، غذاهای پلویی و…). آهان، اینو بگم که وقتی داشتم از همه چی عکس میگرفتم احساس خبرنگاری داشتم. باحال بود :)

اینجا طبقه اول ساختمونه (نه سالن یا آمفی تاتر) که دارن برای جشن آماده میکنن. (این پله ها آرم زبان برنامه نویسی اسکالا هست). قسمت جلو را یا اینجوری میچینن یا چند ردیف صندلی مثل سینما میذارن تا آدمها بشینن و سخرانی را گوش بدن. (این عکس آرشیوی است)

این میزهای گرد پایه بلند را در همه جشن ها میشه دید. چون اینجا جشن ها سیستم جالبی داره. معمولا یه سری میز اصلی در کنار ها یا وسط سالن هست که غذا را روش میذارن (مثل بوفه). بعد افراد یه بشقاب برمیدارن، توی صف میرن جلو، غذا میکشن و میرن سر این میزهای کوچیک با دوستاشون می ایستن و غذا را میخورن و حرف میزنن…

توی این عکس سالن آماده اس و دارن غذاها را میچینن:

تزئینات ساده و قشنگ بود. جشن با سخنرانی یکی از اساتید شروع شد که در مورد رفتن یکی از اساتید از دانشکده بود که چیزای فان هم وسطش گفت (اینجا انگار رسمه که سخنرانی های جدی هم وسطش نکته های خنده دار باشه. شایدم فقط تو ایران رسم نیست) که حدودا ۱۰ دقیقه طول کشید. بعدش استاد را صدا کردند که بیاد یه کادو که براش آماده کردند را بگیره که همین که اومد بالا (ارتفاغ سن در حدود ۴۰ سانتی متر بود) یه جادوگر با یه بابانوئل اومدن دورش را گرفتن و سربه سرش گذاشتن و بعدش کادوش که یه قاب عکس بود را بهش دادند.

اینم آقای گارسون که داره کباب ها را میذاره:

نکته جالبش این بود که اون جادوگر و بابانوئل دو تا از استادهای دانشکده بودند! بعدش هم یکی دیگه از استادها اومد بالا با گیتارش. یه آهنگ بامزه زد و خوند. روی تابلو پشت سرش شعر را مینوشتن که بچه ها همراهی کنن باهاش. (از این دو تا قسمت عکس نگرفتم اما اگه پیدا کردم میذارم براتون) و بعدش بخور بخور شروع شد:

غذاهایی که میبینین عبارتند از:

نان و یه نوع پنیر قهوه ای سوئیسی با دارچین! نان، ‌ژامبون و یه تکه انجیر!! یه نوع سوشی!

غذاهایی که در عکس نیستن:

سوپ کدو تنبل با گردو! دسر کارامل و خامه! کباب مرغ و گوشت! آیس تی، نوشابه، …

در این عکس هم که شیرینی مخصوص سوئیسی را میبینین که خوشمزه هست و تقریبا مثل شیرینی لطیفه هست با این تفاوت که خامه وسطش سفت و ژله ای هست. خیلی گرونه البته.

همین :)

۱۱ دیدگاه برای : گزارش یازدهم: جشن کریسمس دانشکده

  • امید

    سلام
    خیلی ممنون از بابت اطلاعات جدید
    راستی شما کدام دانشگاه درس میخونید و رشته تان چیه !!؟

  • culture

    سلام
    وبلاگ خیلی قشنگ و جالبی دارین.:)
    حسابی دلمون را آب کردید.

    خیای ممنونم.
    قصدی نداشتم ;)

  • من

    خیلی جالب بود! دست گلتون درد نکنه!

    نظرات شما دلگرم کننده اس. ممنونم

  • علیرضا

    اون خانم بابانوٍئل پروفسور سابینه ساسترانک (Sabine Susstrunk)، استاد دانکشده و رییس ازمایشگاه Image and Visual Representation‌بود.

  • پریسا

    خیلی جالب بود. امیدوارم حسابی خوش بگذره بهتون. :)

    مرسی پریسا جان

  • علی

    سلام، من همیشه مطالب وبلاگ شما رو می خونم و استفاده می کنم، ولی چیزی که هست تنبلم و حوصله ام نمی شه که اینجا نظر بذارم، برای همین گفتم یه بار به نمایندگی از دفعه های قبل و بعد ازتون تشکر کنم، شاد باشید :)

    خیلی باحال بود. ممنون :)