گزارش پانزدهم: روز ملی سوئیس

سلام :)
الان میخوام از روز ملی سوئیس براتون بگم:
امروز (اول آگوست) روز ملی سوئیس بود. راستش اطلاعات دقیقی ندارم که تاریخش چی بوده (توی ویکی پدیا هست حتما) ولی میدیدم از یکی دو هفته پیش یه سری نون‌های چند ضلعی توی مغازه ها زیاد شده بود که اسمش “نان آگوست” (pain août) بود و همش یه پرچم کوچولو سوئیس روش داشت.

هفته پیش از کُمون (منطقه های شهرداری commune) مون برامون یه نامه اومد که یه جشن در فلان منطقه کنار دریاچه برگزار میشه با اطلاعات برنامه  و … (نه اینکه برای ورود به جشن نیاز به نامه یا بلیطی باشه. فقط برای اطلاع) خلاصه امروز تعطیل بود و شهر شلوغ (شلوغ که میگم یعنی در حد یه روز عید مثلا در یه شهر کوچیک ایران :) ). از صبح کاروان های رنگارنگ رقص و شادی توی خیابون بودند و خیابون به خیابون میگشتن. عصر هم رفتیم کنار دریاچه محل جشن (هر منطقه برای خودش جشن کوچیکی برای ساکنان همون منطقه برگزار کرده بود. ابعادش میشه مثلا در حد محله های تهران) . البته در کنار ساحل اصلی شهر هم آتیش بازی بزرگی برای همه بود که هنوزم صداش میاد.

یه آتش بزرگ وسط روشن بود و کنارش میزها و صندلی های زیادی بود. یه گروه موسیقی بود که آهنگ میزد و بعضی ها میرقصیدن. آسمون هم که رنگارنگ.

نکته جالبش برای من این بود همه قشر و سن و سالی حضور داشتند. مثل چهارشنبه سوری ما مخصوص جوونا نبود. خطرناک نبود. بی نظم نبود. من همش فکر میکردم الان یکی میاد و بهشون اعتراض میکنه یا … ولی اینطور نبود. این جشن برنامه ریزی خودِ شهرداری بود. بی هیچ خطری. بی هیچ محدودیتی البته. با وسایلی که برای آتش بازی تهیه شده بود و خانواده ها نشسته بودند و لذت میبردند. فانوس هایی هم به رنگ پرچم سوئیس در آسمون شناور بود.

آهان. خونه ها هم روی بالکن و حیاطشون گاهی پرچم ها و فانوس های سوئیس گذاشته بودن.

ساعت ۱۲ که شد گروه موسیقی آخرین آهنگش را اجرا کرد و یه سری آدم هم شروع کردن به جمع کردن ریخت و پاش ها (هرچند زیاد نبود چون کنار هر میزی سطل زباله ای بود) و مردم کم کم متفرق شدند. شب خوبی بود. جای همه خالی. ببخشین که زیاد عکس نگرفتم چون موبایلم شارژش تموم شد :)