گزارش چهاردهم:‌ اتوبوس و امکانات رفاهی

سلام دوستان

امروز میخوام در مورد اتوبوس های سوئیس براتون
بنویسم.

به نظر شاید عجیب بیاد. آخه اتوبوس مگه چیه؟ اما
باور کنین که جالبه. واسه خود من که خیلی جالب و تا حدودی دلگیر بود!

در سوئیس هزینه اتوبوس مثل تمام هزینه های دیگه
بالاست اما اتوبوسش واقعا اتوبوسه. همه شون از شرکت مرسدس بنز هستن و رنگ صندلی ها آبی پر رنگ هست.

در این اتوبوس ها امکاناتی برای افراد مسن ِ
معلولین و حتی دوچرخه هست.

وقتی اتوبوس در ایستگاه می ایسته کسی که میخواد
سوار بشه بر حسب موقعیتی که داره کلید مورد نظرش را میزنه. همونطور که در عکس
میبینید:

اگه شما یه فرد عادی هستین و نیاز به کمک یا
امکانات خاصی برای سوار شدن نیستید دکمه سبز را میزنید.یک لنگه از در باز میشه و
سوار میشین.

اگه شما نیاز به امکان خاصی خواسته دارین دکمه آبی را
میزنید. در این صورت راننده با توجه به شماِ خدمات متفاوتی انجام میده:

  • شما میخواین دوچرخه یا کالسکه بچه تون را بیارید داخل. راننده هر دو
    لنگه در را باز میکنه و گاهی اتوبوس خیلی کم ارتفاعش را به سمت شما پایین میاره.
  • شما یک فرد مسن هستین و توانایی سوار شدن به اتوبوس را
    ندارید. در این صورت راننده اتوبوس را خیلی ملایم در ارتفاع اتوبوس را در سمتی که شما
    هستین پایین میاره و به ارتفاع ۱۰ سانتی متری از زمین میرسه وشما به راحتی پاتون
    را بالا میذارید و سوار میشین.
  • شما یک فرد معلول هستید که میخواید با ویلچر سوار بشین. راننده
    به سمت در میاد. قلابی می اندازه و سطح شیب داری که کف اتوبوس هست را باز میکنه و
    شما به راحتی سوار میشین.

همه این ها برای پیاده شدن هم صدق میکنه.

اتوبوس انقدر آروم ارتفاعش را کم میکنه که افرادی که سوار
اتوبوس هستند ممکنه اصلا حس نکنند.

وقتی سوار میشین برای نشستن افراد مختلف جاهای متفاوتی وجود
داره که البته من از همه اش عکس ندارم ولی چند تاییش را میبینین:

فردی که ویلچر داره در اینجا قرار میگیره و ی میله ای هست
که اگر بخواهد داخل ویلچرش میفته تا از حرکتش جلوگیری بشه (البته معمولا اینجا
ویلچرهای موتوری دارن و خودش ترمز داره و نیاز نمیشه) و کمربند ایمنی اش را هم
میبنده و دکمه براس استاپ اتوبوس هم کنارش هست.

برای افراد چاق صندلی های بزرگی هست که یک و نیم برابر
صندلی های معمولی هست و کمربندش هم بلندتره که متاسفانه عکس نگرفتم ازش.

برای افراد مسن یا کسایی که مثلا پاشون شکسته و عصا دارند و
نمیتونن بشینن این جایگاه قرار داره که اونجا ایستاده کمربند ایمنی شون را میبندند.

و اینم جای دوچرخه که مجبور نباشن دوچرخه شون را وسط دست
وپای مردم در راهرو اتوبوس بذازن.

نکته جالبش اینه که:

برای دوچرخه و یا حیوانات باید بلیط نیم بها خریداری بشه
ولی برای کالسکه یا ویلچر یا خدمات افراد مسن هیچ هزینه اضافی گرفته نمیشود.

و عکس آخر هم مربوط به یکی از اتوبوس های خارج از شهره که
مسافت نیم ساعته ای را طی میکنه (که نسبت به مسافت های سوئیس زیاده) و بین صندلی
ها جاهایی برای گذاشتن وسایل هست.

همینطور در این اتوبوس یه قسمتی بود که ۶ تا
صندلی روبروی هم قرار گرفته بودن و شبیه میز ناهارخوری بود. نمیدونم چرا ولی شاید
برای اینکه در مسیری طولانی گروه دوستان مثلا راحت دور هم بشینن و حرف بزنن که
وقتی دیدم بچه مدرسه ای ها سوار شدن و وسایلشون را انداختن وسط و حرف زدن و خندیدن
و… یاد دوران راهنمایی و دبیرستان افتادم که دوست داشتیم ۴ تا صندلی آخر مینی
بوس را بگیریم و دور هم بشینیم…

گزارش سیزدهم: شارژر موبایل

سلام

این عکسی که میبینین یه دستگاه شارژر موبایل هست که در چند جای فرودگاه زوریخ قرار داشت. البته در ضلع های مختلفش وسایل با کاربردای دیگه هم گنجانده بودن (مثلا کامپیتری برای جستجوی ساعت حرکت مترو ها از فرودگاه) . من کلی با دستگاه دست و پنجه نرم کردم تا روش استفاده اش را فهمیدم. الان براتون میگم:

۱- با استفاده از مانیتور لمسی که روی دستگاه بود زبان مورد نظرم را انتخاب کردم.

۲- بعدش برند گوشی ام را انتخاب کردم.

۳- بعد مدل های مختلف اون برند را نشون میداد و باید مدل گوشی خودم را انتخاب میکردم.

۴- در مرحله چهارم میخواست تا پسوردی انتخاب کنم و دو بار اون را وارد کنم.

۵- بعدش یکی از کشوهای دستگاه باز میشد (همینجوری که تو عکس معلومه ۶ تا حالت کشویی داره که قابلیت شارژ ۶ تا موبایل را داره و وقتی کشویی پر بود چراغش قرمز میشد و در غیر اینصورت سبز بود) و موبایل را باید به شارژر وصل میکردم و درب را میبستم.

ماکسیمم مقدار شاٰٰٰرژ ۲۰ دقیقه بود.

۶- بعد از اپن کشو قفل میشد و فقط با رمزی که انتخاب کرده بودیم باز میشد.

اینجوری آدم خیالش راحت بود. من که گوشیم را گذاشتم و رفتم و بعد از یه ساعت اومدم برش داشتم.

درضمن در فرودگاه ژنو و زوریخ هر کسی با استفاده از موبایل یا لپ تاپش با کدی که از سایت میتونه بگیره اجازه استفاده از اینترنت پرسرعت را برای یک ساعت دارد.

گزارش دوازدهم: سادگی و مصرف گرایی

سلام

بچه ها یه چیزی میخوام بگم براتون. نظر خودمه نه فقط مشاهداتم:

اینجا زوج های جوون (حالا ازدواج کرده یا نکرده) که میخوان یه زندگی را شروع کنن، یه سوئیت یا یه خونه یه خوابه اجاره میکنن (سوئیت یا یه خوابه نه به این خاطر که پول ندارن،به این خاطر که بزرگتر احتیاج ندارند). مامان باباها هم مجبور نیستن هرچی پول بازنشستگی و ذخیره شون توی سالهاست را جهیزیه بخرن و یا مجلس عروسی بگیرین. اون ۲ نفر با یه تختخواب و مبل چند تا ظرف زندگی را شروع میکنن (البته ناگفته نمونه، اینکه خونه ها اجاق و یخچال و لباسشویی دارند، خودش خیلی کار را راحت میکنه)

جیزی مثل این: پرده ای ساده. رنگ های شاذ، با یک قالیچه …

هروقت هم به وسیله ای احتیاج پیدا کردند، میرن میخرن .(نه اینکه از اول هر
چی وسیله برقی تو بازار اومده، از باربیکیو برقی تا تخم مرغ آب پز کن
بخرن). دست دوم خریدن هم یه چیز خیلی معموله. حتی گاهی مردم وسایلی ک دیگه براشون کاربرد نداره میذارن دم در و هرکی که لازم داره میاد برمیداره و میبره.

این نکته را میخواستم بگم که این آدمها فقیر که نیستن هیچی، گاهی درآمدهای خیلی خوبی دارن، اما دلیلی نمیبینن، خونه بزرگ و مبل استیل و فرش ابریشم و یخچال ساید و… بخرند و جیب خودشون و خانواده شون را خالی کنن…

یا یه مدل خلوت و شیک مثل این:

من این سیستم را دوس دارم. ای کاش که تو ایران هم جا بیفته و مصرف گرایی و چشم و هم چشمی از بین بره.

اینجوری خونه های کوچیک (حتی ۲۰ متر) هم آزار دهنده و شلوغ نمیشه.

(راستی این عکس ها را خودم نگرفتم ولی این مدل خانه ها و چیدمان را زیاد دیدم اینجا)

گزارش دهم: سیستم خانه ها

امروز میخوام در مورد سیستم های خانه های سوئیسی (و احتمالا اروپایی) براتون بگم:

خونه ها اینجا یا آپارتمانی و کوچولو هست در حد ۵۰ متر و یا ویلایی هست با استخر و تراس و … بالای ۲۰۰ متر. سیستم تقریبا مثل تهرانه و لااقل در شهر لوزان جمعیت متمرکزه.

یه خونه سه خوابه یا سه تکه به این معنی است که یک هال، یک اتاق و یک راهرو داره. گاهی سرویس بهداشتی هم حساب میشه و گاهی نه.

مدل آشپزخانه کاملا با آشپزخانه های ایرانی فرق داره. آشپزخانه یک ضلع خانه هست. در واقع یک دیوار خانه. یا حداکثر یک تو رفتگی! این موضوع برای اکثر آپارتمان های کوچک (۳۰ تا ۷۰ متر ) صادقه.

یخچال که معمولا خیلی کوچیک (به اندازه یک کابینت و گاهی کمی بزرگتر مثل یخچال های قدیمی ایرانی) هست، در داخل کابینت تعبیه شده.

اجاق گاز (نمیشه گفت گاز چون با برق کار میکنه) هم رو میزی هست ولی با فر البته.

اگر شانس بیارین بعضی خانه ها، ماشین ظرفشویی هم دارند.

و اما لباسشویی:

در پارکینگ یا انباری یا مکانی مشاع در آپارتمان، بسته به تعداد واحدها، یک یا چند اتاق هست که ماشین لباسشویی و ماشین خشک کن بزرگی قرار داده اند با یک عالمه رخت آویز. روی در، برنامه روز و ساعات استفاده از اون ها برای هر واحد را نوشته. بعضی ساعات یا روزها هم برای تمام ساکنین آزاد هست. پودر و مایع شستشو را هرکسی باید برای خودش ببره و بعد از تمام شدن شستشو باید اگر پرزی از لباس مونده یا جایی خیس شده یا… تمیز کنه.

شستشو ممکن است که رایگان باشه یا روی شا‌‌رژ ماهانه حساب بشه یا با پول خرد یا کارت مخصوص (کارت لباسشویی قابل شارژ) کار کنه. قیمت معمول برای هر بار شستشو یا خشک کردن بین ۲ تا ۳ فرانک است.

اینم عکس پارکینگ دوچرخه ها در حیاط پشتی آپارتمان:

به نظر من هرچند این روش سختی هایی داره (مثل فراموش نکردن نوبت شستشو یا زود به زود خرید کردن چون یخچال زیاد جا نداره و…) ولی در کل خیلی خوبه. اینو وقت اسباب کشی میفهمیم! از مصرف گرایی هم کم میشه. البته این سیستم جدیده و تا چندین سال پیش مثل ایران بوده.

دم در هر خانه و آپارتمانی حتما کنار زنگ، صندوق پست را میبینین و یکی از قسمتهای مهم خونه هاس. اینجا نامه و صندوق پست نقش مهمی داره که بعدا در موردش بیشتر توضیح میدم.