اپلای به دانشگاه‌های سوئیس

با عرض سلام خدمت دوستان و همراهان عزیز

یکی از دوستان یک سری سؤال پرسیدند که جواب اینها رو همینجا عرض می‌کنم، به این امید که جواب سؤال شما هم در این بین باشه.

من لیسانس برق از جهاد داشگاهی صنعتی اصفهان با معدل ۱۴٫۶ و ۴ سال سابقه کار مرتبط و ۱-۲ تا مقاله دارم. میخوام برای ارشد برق- الکترونیک دانشگاههای خوب  سوئیس اقدام کنم. میشه بگین روال چطوریه؟ و ددلاینها ؟ باید با استاد ایمیل بزنم؟ شانس پذیرشم چقدره تو( epfl، ETH   بدون بورس)  یا زوریخ و ..؟؟ من هر چی سرچ کردم دیدم فقط دانشگاه epfl و eth رشته مهندسی برق داره. درسته ؟؟؟؟ کدوم دانشگاههای سوئیس دیگه رشته الکترونیک دارند؟

روال اپلای برای هر دانشگاهی، مختص به خود اون دانشگاه هست و چیزی به عنوان «روال اپلای به دانشگاه‌های سوئیس» وجود نداره. شما اگر واقعا اپلای به یک دانشگاه خارج از کشور بخشی از برنامه‌تون هست، باید خیلی جستجوگر باشید و الآن هم با این همه موتور جستجو، کار خیلی ساده هست. با جستجوی عبارت «Switzerland universities» در موتور جستجوی گوگل، در بین اولین گزینه‌ها، صفحه‌ی ویکیپدیای List of universities in Switzerland رو می‌بینید. همینطوری که توی این صفحه هم ذکر شده، سوئیس یازده دانشگاه معتبر علمی-تحقیقاتی و چندین دانشگاه علمی کاربردی داره. از بین دانشگاه‌های علمی و تحقیقاتی، دو دانشگاه EPFL و ETHZ در واقع دانشگاه صنعتی هستند و بر روی رشته‌های مهندسی متمرکزند.

EPFL روال اپلای متفاوتی برای هر رشته داره. برای رشته‌های برق و کامپیوتر، پذیرش اولیه مستقل از استاد هست و دو بار در سال (۱۵ ژانویه و ۱۵ آوریل) امکان ارسال درخواست وجود داره (و در این مرحله، معدل خیلی خیلی مهم هست و با کمال تأسف، معدلی که شما نوشتید هیچ شانسی نداره). بعد از پذیرش اولیه، ممکن هست به شما پذیرش مستقیم با تضمین کمک مالی به مدت یک سال (با عنوان Fellowship) داده بشه، یا اینکه ازتون بخوان که یک استاد انتخاب کنید و پذیرش شما منوط به پیدا کردن استادی میشه که شما رو استخدام کنه و هزینه‌های شما رو از ابتدا به عهده بگیره (که بالطبع خیلی سخت‌تر هست). بنابراین، در نهایت اگر به هر صورتی پذیرفته بشید، حتما پشتوانه مالی هم خواهید داشت. ایمیل زدن به استاد در مرحله‌ی اول تقریبا هیچ تأثیری نداره (مگر اینکه استاد واقعا به طرز عجیبی شیفته‌ی شما بشه!).

در مورد ETHZ اطلاعات زیادی ندارم و فقط در همین حد می‌دونم که اول باید از استاد جواب قبول بگیرید تا وارد پروسه اپلای بشید. برای اطلاعات بیشتر، توضیحات سایتشون رو بخونید خیلی مفید فایده خواهد بود. بطور کلی، هیچ چیز مخفی در مورد اپلای وجود نداره و دانشگاه‌ها به طور شفافی همه‌ی جزئیات رو ارائه میدن و اگر چیزی هم به نظرتون گنگ و نامفهوم بود، می‌تونید ایمیل بزنید و از مسئول مربوط به اپلای بپرسید.

اگه برای ارشد مهندسی پزشکی دانشگاههای دیگه سوئیس اقدام کنم آیا بعد از ارشد م-پزشکی امکان داره برای دکترای برق epfl  یا eth بهم پذیرش بدن یا میگن رشته م متفاوته ؟؟!  و شما میدونین کدوم دانشگاهها تو سوئیس مهندسی پزشکی دارن که سطحشون هم خوب باشه نسبتا؟؟

کلا داشتن مدرک ارشد از یکی از دانشگاه‌های سوئیس، خیلی در پذیرش دوره‌ی دکتری EPFL و ETHZ مؤثر هست، البته اگر معدل خوبی بگیرید. در مورد رشته‌ی مهندسی پزشکی هم اطلاعاتی ندارم، ولی مطمئنم با روحیه‌ی جستجوگری که از این به بعد پیدا می‌کنید، همه‌ی سایت‌هاشون رو می‌گردید و به جواب این سؤال می‌رسید.

و دوره ارشد اونجا چند ساله و دکترا چند سال؟ خیلی سختتر از ایرانه اونجا درس خوندن؟؟!! و با فشار زیاده ؟!! ( بیشتر از ایرانه ؟؟!! )
چون راستش من با همسرم ( برا دکترا)  میخوایم اپلای کنیم و  با توجه به شرایطی که داریم ممکنه بعد یکسال بچه دار بشیم. نمیخوام فشار درس زیاد باشه !

دوره‌ی ارشد به طور معمول ۲ سال هست، اما طول کشیدن برای ۳ سال هم عادی هست.
دوره‌ی دکتری حداقل ۳ سال و حداکثر ۵ سال هست، ولی بطور معمول ۴ سال طول می‌کشه.
فشار درس و سختی کار در EPFL به تجربه‌ی شخصی بنده، به نسبت ده به یک از دانشگاه صنعتی شریف بیشتر هست. البته از جهت دیگه در دوره‌ی دکتری، دانشجو هیچ دغدغه‌ی دیگه‌ای (مثل کار کردن و …) به جز درس خوندن نداره و تمرکز و وقت بیشتری برای کار علمی و درس خواهد داشت.
البته، فشار درس مانعی برای بچه‌دار شدن نیست و معمولا دانشجوهای دکتری که ازدواج کردند، یک یا دو بچه هم دارند.
ولی، به طور کلی اگر تحمل فشار و سختی کار را ندارید، EPFL و ETHZ گزینه‌های مناسبی نیستند.

و اینکه آیا به خانمها مرخصی زایمان و مزایایی میدن؟ چند ماه؟  و کلا خانومها یا  آقایون به چه عنوانی میتونن مثلا چند ماه مرخصی بگیرن؟

این سؤال شما مربوط به بخش منابع انسانی میشه که جواب این سؤال و خیلی سؤال‌های مشابه اینجاست. هر دانشجویی در سال ۲۳.۵ روز کاری مرخصی داره که به عبارتی میشه حدود پنج هفته. در مورد مرخصی زایمان اطلاعی ندارم. در سایر موارد هم میشه مرخصی بدون حقوق گرفت.

و اینکه الان مدرک زبان ندارم. بدون اون میشه شروع به فرآیند پذیرش کرد تا مدارکم آماده بشه؟ قبل ثبت نام باید مدارک رو بفرستیم یا تا موقع ثبت نام حضوری بهم فرصت میدن؟ نمره زبان مینیمم چنده؟

لزوم مدرک زبان برای رشته‌های مختلف متفاوته ولی برای رشته‌های کامپیوتر و برق الزامی و حداقل نمره ۱۰۰ TOEFL IBT هست. اطلاعات بیشتر در مورد شرایط اپلای توی رشته‌های برق و کامپیوتر اینجاست.

و برای همسرم با ارشد الکترونیک معدل ۱۷ دانشگاه اصفهان و ۳مقاله  چقدر شانس داره و برای دکترا روال اقدام پذیرش چطوره؟

شانس متوسطی دارند ولی حتما اپلای کنند. روال اپلای برای خانم‌ها و آقایون فرقی نداره.

و برای همسرم برای دکترا چند دلار ( یا فرانک) فاند میدن با کسر مالیات ماهانه؟ چقدر از این فاند خرج دونفرمون میشه که بشه پس انداز کنیم؟

میزان حقوق ماهیانه در اینجا هست (اعداد به فرانک سوئیس هست). توضیحات تفصیلی در مورد هزینه‌ها قبلا در این پست توضیح داده شده.

و شرایط گرفتن اقامت اونجا چطوریه؟

این مورد نیاز به توضیح مفصل داره که در اینجا نمی‌گنجه و باید در آینده پست جداگانه‌ای در موردش نوشته بشه. در یک جمله «خیلی سخت هست». در بهترین حالت، ۷ سال تا گرفتن اقامت و ۵ سال بعد از اون برای گرفتن پاسپورت. ولی گذر زمان تنها فاکتور نیست و قوانین و قواعد سخت‌گیرانه‌ی زیادی داره.

گزارش پانزدهم: روز ملی سوئیس

سلام :)
الان میخوام از روز ملی سوئیس براتون بگم:
امروز (اول آگوست) روز ملی سوئیس بود. راستش اطلاعات دقیقی ندارم که تاریخش چی بوده (توی ویکی پدیا هست حتما) ولی میدیدم از یکی دو هفته پیش یه سری نون‌های چند ضلعی توی مغازه ها زیاد شده بود که اسمش “نان آگوست” (pain août) بود و همش یه پرچم کوچولو سوئیس روش داشت.

هفته پیش از کُمون (منطقه های شهرداری commune) مون برامون یه نامه اومد که یه جشن در فلان منطقه کنار دریاچه برگزار میشه با اطلاعات برنامه  و … (نه اینکه برای ورود به جشن نیاز به نامه یا بلیطی باشه. فقط برای اطلاع) خلاصه امروز تعطیل بود و شهر شلوغ (شلوغ که میگم یعنی در حد یه روز عید مثلا در یه شهر کوچیک ایران :) ). از صبح کاروان های رنگارنگ رقص و شادی توی خیابون بودند و خیابون به خیابون میگشتن. عصر هم رفتیم کنار دریاچه محل جشن (هر منطقه برای خودش جشن کوچیکی برای ساکنان همون منطقه برگزار کرده بود. ابعادش میشه مثلا در حد محله های تهران) . البته در کنار ساحل اصلی شهر هم آتیش بازی بزرگی برای همه بود که هنوزم صداش میاد.

یه آتش بزرگ وسط روشن بود و کنارش میزها و صندلی های زیادی بود. یه گروه موسیقی بود که آهنگ میزد و بعضی ها میرقصیدن. آسمون هم که رنگارنگ.

نکته جالبش برای من این بود همه قشر و سن و سالی حضور داشتند. مثل چهارشنبه سوری ما مخصوص جوونا نبود. خطرناک نبود. بی نظم نبود. من همش فکر میکردم الان یکی میاد و بهشون اعتراض میکنه یا … ولی اینطور نبود. این جشن برنامه ریزی خودِ شهرداری بود. بی هیچ خطری. بی هیچ محدودیتی البته. با وسایلی که برای آتش بازی تهیه شده بود و خانواده ها نشسته بودند و لذت میبردند. فانوس هایی هم به رنگ پرچم سوئیس در آسمون شناور بود.

آهان. خونه ها هم روی بالکن و حیاطشون گاهی پرچم ها و فانوس های سوئیس گذاشته بودن.

ساعت ۱۲ که شد گروه موسیقی آخرین آهنگش را اجرا کرد و یه سری آدم هم شروع کردن به جمع کردن ریخت و پاش ها (هرچند زیاد نبود چون کنار هر میزی سطل زباله ای بود) و مردم کم کم متفرق شدند. شب خوبی بود. جای همه خالی. ببخشین که زیاد عکس نگرفتم چون موبایلم شارژش تموم شد :)

گزارش چهاردهم:‌ اتوبوس و امکانات رفاهی

سلام دوستان

امروز میخوام در مورد اتوبوس های سوئیس براتون
بنویسم.

به نظر شاید عجیب بیاد. آخه اتوبوس مگه چیه؟ اما
باور کنین که جالبه. واسه خود من که خیلی جالب و تا حدودی دلگیر بود!

در سوئیس هزینه اتوبوس مثل تمام هزینه های دیگه
بالاست اما اتوبوسش واقعا اتوبوسه. همه شون از شرکت مرسدس بنز هستن و رنگ صندلی ها آبی پر رنگ هست.

در این اتوبوس ها امکاناتی برای افراد مسن ِ
معلولین و حتی دوچرخه هست.

وقتی اتوبوس در ایستگاه می ایسته کسی که میخواد
سوار بشه بر حسب موقعیتی که داره کلید مورد نظرش را میزنه. همونطور که در عکس
میبینید:

اگه شما یه فرد عادی هستین و نیاز به کمک یا
امکانات خاصی برای سوار شدن نیستید دکمه سبز را میزنید.یک لنگه از در باز میشه و
سوار میشین.

اگه شما نیاز به امکان خاصی خواسته دارین دکمه آبی را
میزنید. در این صورت راننده با توجه به شماِ خدمات متفاوتی انجام میده:

  • شما میخواین دوچرخه یا کالسکه بچه تون را بیارید داخل. راننده هر دو
    لنگه در را باز میکنه و گاهی اتوبوس خیلی کم ارتفاعش را به سمت شما پایین میاره.
  • شما یک فرد مسن هستین و توانایی سوار شدن به اتوبوس را
    ندارید. در این صورت راننده اتوبوس را خیلی ملایم در ارتفاع اتوبوس را در سمتی که شما
    هستین پایین میاره و به ارتفاع ۱۰ سانتی متری از زمین میرسه وشما به راحتی پاتون
    را بالا میذارید و سوار میشین.
  • شما یک فرد معلول هستید که میخواید با ویلچر سوار بشین. راننده
    به سمت در میاد. قلابی می اندازه و سطح شیب داری که کف اتوبوس هست را باز میکنه و
    شما به راحتی سوار میشین.

همه این ها برای پیاده شدن هم صدق میکنه.

اتوبوس انقدر آروم ارتفاعش را کم میکنه که افرادی که سوار
اتوبوس هستند ممکنه اصلا حس نکنند.

وقتی سوار میشین برای نشستن افراد مختلف جاهای متفاوتی وجود
داره که البته من از همه اش عکس ندارم ولی چند تاییش را میبینین:

فردی که ویلچر داره در اینجا قرار میگیره و ی میله ای هست
که اگر بخواهد داخل ویلچرش میفته تا از حرکتش جلوگیری بشه (البته معمولا اینجا
ویلچرهای موتوری دارن و خودش ترمز داره و نیاز نمیشه) و کمربند ایمنی اش را هم
میبنده و دکمه براس استاپ اتوبوس هم کنارش هست.

برای افراد چاق صندلی های بزرگی هست که یک و نیم برابر
صندلی های معمولی هست و کمربندش هم بلندتره که متاسفانه عکس نگرفتم ازش.

برای افراد مسن یا کسایی که مثلا پاشون شکسته و عصا دارند و
نمیتونن بشینن این جایگاه قرار داره که اونجا ایستاده کمربند ایمنی شون را میبندند.

و اینم جای دوچرخه که مجبور نباشن دوچرخه شون را وسط دست
وپای مردم در راهرو اتوبوس بذازن.

نکته جالبش اینه که:

برای دوچرخه و یا حیوانات باید بلیط نیم بها خریداری بشه
ولی برای کالسکه یا ویلچر یا خدمات افراد مسن هیچ هزینه اضافی گرفته نمیشود.

و عکس آخر هم مربوط به یکی از اتوبوس های خارج از شهره که
مسافت نیم ساعته ای را طی میکنه (که نسبت به مسافت های سوئیس زیاده) و بین صندلی
ها جاهایی برای گذاشتن وسایل هست.

همینطور در این اتوبوس یه قسمتی بود که ۶ تا
صندلی روبروی هم قرار گرفته بودن و شبیه میز ناهارخوری بود. نمیدونم چرا ولی شاید
برای اینکه در مسیری طولانی گروه دوستان مثلا راحت دور هم بشینن و حرف بزنن که
وقتی دیدم بچه مدرسه ای ها سوار شدن و وسایلشون را انداختن وسط و حرف زدن و خندیدن
و… یاد دوران راهنمایی و دبیرستان افتادم که دوست داشتیم ۴ تا صندلی آخر مینی
بوس را بگیریم و دور هم بشینیم…

گزارش سیزدهم: شارژر موبایل

سلام

این عکسی که میبینین یه دستگاه شارژر موبایل هست که در چند جای فرودگاه زوریخ قرار داشت. البته در ضلع های مختلفش وسایل با کاربردای دیگه هم گنجانده بودن (مثلا کامپیتری برای جستجوی ساعت حرکت مترو ها از فرودگاه) . من کلی با دستگاه دست و پنجه نرم کردم تا روش استفاده اش را فهمیدم. الان براتون میگم:

۱- با استفاده از مانیتور لمسی که روی دستگاه بود زبان مورد نظرم را انتخاب کردم.

۲- بعدش برند گوشی ام را انتخاب کردم.

۳- بعد مدل های مختلف اون برند را نشون میداد و باید مدل گوشی خودم را انتخاب میکردم.

۴- در مرحله چهارم میخواست تا پسوردی انتخاب کنم و دو بار اون را وارد کنم.

۵- بعدش یکی از کشوهای دستگاه باز میشد (همینجوری که تو عکس معلومه ۶ تا حالت کشویی داره که قابلیت شارژ ۶ تا موبایل را داره و وقتی کشویی پر بود چراغش قرمز میشد و در غیر اینصورت سبز بود) و موبایل را باید به شارژر وصل میکردم و درب را میبستم.

ماکسیمم مقدار شاٰٰٰرژ ۲۰ دقیقه بود.

۶- بعد از اپن کشو قفل میشد و فقط با رمزی که انتخاب کرده بودیم باز میشد.

اینجوری آدم خیالش راحت بود. من که گوشیم را گذاشتم و رفتم و بعد از یه ساعت اومدم برش داشتم.

درضمن در فرودگاه ژنو و زوریخ هر کسی با استفاده از موبایل یا لپ تاپش با کدی که از سایت میتونه بگیره اجازه استفاده از اینترنت پرسرعت را برای یک ساعت دارد.